نمونه سوال املای فارسی پایه سوم راهنمایی

1-املای کدام یک از گزینه های زیر با توجه به معنی آن صحیح است؟  

 ب) تنین:صدا   ب)  قریب: بیگانه  ج)  تراوت:شادابی     د)  نصرت: یاری

2-در کدام گزینه گروه کلمات هم خانواده کامل است.

الف)عمل،عالم،معمول  ب)انصار،ناصر،منصور    ج)ظالم،ظهر،ظلمت          د)مختصر،اختصار،رخصت

3-در کدام گزینه بیشترین غلط املایی وجود دارد؟

    الف) به غافله ملهق شد ب) حیاط معمول شهر متوقّف شد                                                                                                                                                                                                            

 ج)رودخانه ی خرّمشهر بی وغفه گذشته است      د)قغنوس وار از میان خاکستر سر برآورد

4-صحیح یا غلط بودن عبارت های زیر را مشخص کنید.

الف)در املای کلمات مرکب نوشتن هردو شکل جدا و سرهم نویسی درست است            

ب)تلفظ تمام کلمات در زبان فارسی با شکل نوشتاری آنها یکسان است.      5-گزینه ی صحیح را انتخاب کنید و در جای خالی بنویسید(1نمره)

الف)اما او هم در پایان از .......... حکومت ایران حرف می زند.          (انهطاط،انحطاط،انحطات)

 ب)......... مومنان جمله یک تن است.                (مسل،مصل،مثل)

6-با حروف در هم ریخته ی زیر یک کلمه ی معنی دار بسازید؟(1نمره)

م-ا-ت-ر-ه(                  )                   پ-ه-ر-س(                 

7-شکل صحیح واژه های مشخص شده را بنویسید

زهن جوان با کتاب که امده ترین وسیله ی آموزشی است،پرورش می یابد.    

8-واژه های ناقص متن زیر را با یک حرف کامل کنید.

یکی از علت های ا....تدار  ایرانیان سخت کوشی ،انضباط و و ا......تحکام اخلاقی است                                    

9-واژه های ناقص متن زیر را با یک حرف کامل کنید.

یکی از علت های ا....تدار  ایرانیان سخت کوشی ،انضباط و و ا......تحکام اخلاقی است

10-در متن زیر شش غلط املایی وجود دارد ،این کلمات را پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید:

یک سرزمین هرچند هم از لحاض منابع زیر زمینی قنی باشد،بار آور نمی شود مگر آن که نیروی انسانی در آن به صورت فراگیر به کار افتد.زخایر زیر زمینی روزی به پایان می رسند.زمین های زرائتی نیز باید به روش المی به کار افتد تا بیشترین هاصل را بدهد.

نمونه سوال املای فارسی پایه هفتم

املای پایه هفتم تا درس چهار

1-املای کدام یک از کلمات با توجه به معنی آن درست است:

الف)فارق:آسوده         ب) نشات: شادی         ج) عظمت:بزرگی          د)حمت:تلاش

2-شکل صحیح  کلمه را در جای خالی بنویسید:

   الف)  روز و شب ..........حرم باشیم.                             (ظائر-زائر-ذائر-ضائر)

ب) جوانان ما با ............توانسته اند استعداد خود را آشکار کنند.  (قیرت-غیرط-غیرت- قیرط)

3-در کدام گزینه گروه هم خانواده کامل نیست؟

 الف) صبر؛صابر؛صبور    ب) عدل، معدل، عدالت       ج) مقصد،مقاصد، قصد      د) شعر،مشهور،شاعر

4- در کدام یک از جمله های زیر بیشترین غلط املایی وجود دارد؟

الف)غرقه ی شکوح و اعجاذ طبیعت بودم                       ب) باز هم در کلاس غوقا شد       

ج)نوجوانی دوران شور و شوغ و شکوفایی است             د)شبنم از روی برگ گل برخواست   

5-باحروف درهم ریخته ی زیر یک کلمه  معنی داربسازید.

  ه و ک ف ش    .................                                        س ت ح ر:....................

6- واِژه ی صحیح را با توجه به جمله در جالی خالی قرار دهید.

علی در ماه ..............(سفر-صفر) به شهر (خویش-خیش) بازگشت.

7-در متن زیرشش غلط املایی وجود دارد ،این کلمات را پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید:

نوجوانی دوره ای شبیه به روعیا و زیباست.قشنگی آن را با کم حوسلگی و دلخوری های بیحوده زشت و تاریک نکنیم.می توانیم از لحضه های زندگی لذَت ببریم و جویبار با سفا و ذلال زندگی را گل آلود نسازیم.

معرفي منبع آزمون برخط ادبيات فارسي




با سلام

منبع آزمون مرحله ي اوّل آنلاين (برخطّ) ادبيّات فارسي پايگاه كيفيّت بخشي كشوري، سال 93/ 92 خدمت همكاران محترم اعلام مي گردد.

            نام كتاب:          مباني خواندن در زبان فارسي

                                              (آموزش مهارت هاي خوانداري)                                            
مؤلّفان: دكتر فريدون اكبري شلدره اي، حجت كجاني حصاري، رضا خاتمي

ناشر: لوح زرّين

چاپ : دوم

سال : 1391

تعداد فصول :4

تعداد صفحه :  88

زمان: تاريخ و ساعت دقيق برگزاري آزمون متعاقباً اعلام خواهد شد.

آدرس پایگاه کیفیت بخشی ادبیات فارسی متوسطه اول مستقر دربوشهر 

http://pubq.medu.ir

موش و گربه

اشاره: داستان موش و گربه(درس ششم از فارسی سال سوم) توسط همکاران خوش ذوق ما آقای گل محمد سلاخی به نظم کشیده شده است که  تقدیم حضور همکاران گرامی می گردد:

موشکی اندر زمینی لانه داشت * آن طرف تر گربه ای هم خانه داشت

روزگاری بین آن دو جنگ بود * گر یکی خوش آن یکی دلتنگ بود

کینه ها و دشمنی شان بی شمار * گربه در دنبال و او هی در فرار

از قضا روزی بلا آمد پدید * این چنین بد بد بلایی کس ندید

شاد و خندان موشک از ره می گذشت * بی خبر از دشمنان در سیر و گشت

گربه را افتاده او در دام دید * روزگارش را دمی بر کام دید

خنده زد بر دشمنش شادی نمود * کین زمان شادی ز ما یادی نمود

دست می زد،پای می کوبید او * طعنه می زد گربه را با های و هو

ناگهان چشمش به جغدی خیره شد * روز روشن در نگاهش تیره شد

بر درختی در کمین بنشسته بود * منتظر تا بر سرش آید فرود

طفلکی از ترس خود سرما گرفت * دست و پایش لرز و جنبش ها گرفت

خواست تا با این بلا کاری کند * تا که جان را زین خطر یاری کند

فکر برگشتن نمود اما عجب * دید راسو بسته راهش از عقب

پشت دستش زد به دندان لب گزید * کین چنین بد بد بلایی کس ندید

اختیار از دست و پایش شد رها * نقد جانش را ندید او پر بها

الوداع کرد آن زمان با زندگی * گفت عقلش کن تامل اندکی

سر تکانید و به خود آمد،بگفت * غیر مردن چاره ای باید بجست

لحظه ای از عقل خود یاری گرفت * نقشه ای زد تا که دلداری گرفت

گفت دیگر کارم از درمان گذشت * داغ باید درد را چون آن گذشت

بسته راهم دشمن دیرینه ام * آن که در دل دارد او صد کینه ام

گر چنین در جای خود ساکن شوم * شام جغدی را غذا ممکن شوم

ور بگردم راه پس گیرم به پیش * می کشد راسو مرا در کام خویش

از زمین و آسمان در حلقه ام * بر کدامین دشمنم گردن نهم

زین حریفان گربه ام مامن تر است * زان که او با دشمنان دشمن تر است

آن کلاه دشمنی را باد برد * سر شکستنهای هم از یاد برد

مهربان شد با حریفش پیش رفت * رو به سوی سرنوشت خویش رفت

با سلام و صد ادب نزدیک شد * رنگ و رویش گو که او در دیگ شد

با زبانی الکن و لرزان چو چنگ * گفت ما را خوش دلی باید نه جنگ

ای مرا بدتر ز سگ ها گربه را * باز کش بر دیده هایت سرمه را

کین محبت از چرا باشد مرا  * خود چه  باشد مصلحت با دد مرا

سرنوشتم در بدی رسوا شده * جغد کور اکنون قوی بینا شده

در به رویم بسته آن راسوی پیر * بر جوانی مثل من گشته دلیر

گر نداری باورم نظّاره کن * کج اگر دیدی تو تنم را پاره کن

چون جمال صدق او را گربه دید * جغد و راسو را در آن میدان بدید

گفت اکنون در امانی از شکار*می پذیرم مصلحت دل خوش بدار

زآنچه باید کرد تعبیری نما* بهره آگاهیم تفسیری نما

این چنینش گفت موشک ماجرا*نیک دارم میزبانی کن مرا

چون رسیدم نزد تو حالم بپرس*از فراق سالیان سالم بپرس

تا که آن راسو و جغد حیله بند*پاکشان و پرزنان ترکم کنند

چون ببینم دشمنان را ناامید*بعد از آن بند تو را خواهم برید

آنچه باید بین آن دو گفته شد*بر عمل آمد زبان ها بسته شد

موش رفت و گربه اش در بر گرفت*بوسه زد چون کودکان بر سر گرفت

مدتی این گونه هم بازی شدند*تا که از هم خوش دل و راضی شدند

خیره گشتد از تعجب آن دو تا * ما ندیدیم این چنین وا حیرتا

یک زمانی دیده بر آن دوختند * وز غذای رفته شان می سوختند

چون نشستن در کمین سودی نداشت * و آنچه در سرد بودشان بودی نداشت

جغد پر زد ز آن مکان پرواز کرد * آن یکی هم بند پایش باز کرد

آن مکان از دشمنی ها پاک شد * موش ترسو ظاهرا بی باک شد

وقت آن شد گربه را از بند خویش * او رهاند تا کند سوگند خویش

گربه کز بی طاقتی در رنج بود * از برایش موش هم چون گنج بود

مدتی بگذشت او کاری نکرد*دلشکسته گربه را یاری نکرد

کاسه ی صبرش شکست و ریز شد*خشم و نفرت از دلش لبریز شد

گفت اگر بد عهد و پیمانی کنی*بی وفا گردی و نادانی کنی

چون رها گردم سزایت با من است*بی وفایان را جهنم موطن است

ار بمیرم،زیر پای شه پسر*پوست گردم یا که آویزان به در

انتقام از تو می گیرد فلک*خود همین باشد مکافات کلک

گفت موشک بی وفایی چون کنم*دل اگر خواهد زتن بیرون کنم

آن کسی کز نا کسی بلوا کند*روزگارش بی گمان رسوا کند

من مطیع عهد خود هستم هنوز*اینکه بینی قاصرم مستم هنوز

از چه مستم؟ز آن جهت کز دشمنان*وارهیدم ترس من رفت از میان

می بُرم اکنون به دندان هر چه هست*بسته آن را کآدمی محکم به دست

آنِ واحد هر چه بود از هم درید*قلب گربه جان گرفت از نو تپید

موش کز احوال او غافل نبود*از بریدن دست او کوته نمود

یک دو بندی آن میان باقی گذاشت*چون که ز آن دو ضامنی دیگر نداشت

گفت کامشب را تحمل می کنیم*در دل خود خار ها را گل می کنیم

صیر باید تا که گردد پخته خام*رمز آزادی همین باشد ز دام

مصلحت دیدند و آن شب بی نوا*چشم گربه خیره بود اندر هوا

صبح روشن تا گرفت از شب حجاب*گربه اش بیدار کرد او را ز خواب

موش رفتش دست و پایی زد به آب*دانه ای صبحانه خورد او بی شتاب

گربه گفتش هان برس فریاد من*تو مگر غاقل شدی از یاد من؟

موش چون از دانه خوردن سیر شد*گفت کان قاتل نیامد دیر شد

او از این احوال کم کم خسته شد*گربه هم افسرده و پُرغُصه شد

صحبت از صیاد بود و از شکار*ناگهان شد سایه ی او آشکار

موش دام گربه را از هم درید*گربه هم یک باره از جایش پرید

آن یکی شد توی سوراخی نهان*از وفاداری بماند او در امان

شد رها آن گربه ی برگشته بخت*لنگ لنگان رفت بالای درخت

کس ندید اینگونه آن بی چاره را*با تعجب دام از هم پاره را

خیره خیره با نگاه بی قرار*گفت آن صیاد وای از روزگار

آن جوانک یر لب نجوا کنان*رفت سوی خانه چون دیوانگان

بعد عمری رنج و سختی یا ربا!*شد تمام این قصه ی پر ماجرا