تا بهار است بیا!
حال امروز من از آینه پیداست، بیا!
سفره عید مهیا است، بیا!
نوبت ماست.بیا!
گل نه بر شاخه که در دست تو زیباست ،بیا!
عمر گل امشب و فرداست، بیا!
نوبت ماست ،بیا!
پر پروانه پر از نقش و نگار است ،بیا!
روز آغاز بهار است ،بیا!
گل ببارست ،بیا!
سایه این چمن از برگ چنار است ،بیا!
وقت آواز هزار است، بیا!
تا بهار است ،بیا !
تا بهار است ،بیا!
تا بهار است ،بیا!
...محمد علی بهمنی
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 12:47 توسط عبدالغفار جانی
|
صبا نامی آشنابرای دبیران ادبیات این شهرستان است. صبایی که رسالتش را با یک گاهنامه شروع کردو با این وبلاگ ادامه می دهد. امیدواریم همچون گذشته ما را در هر چه بهتر نمودن این وبلاگ یاری فرمایید.