نگاهي به فارسي جديد التأليف اوّل راهنمايي              

      با تشكّر و سپاس از تمامي همكاران و مؤلّفاني كه پس از چندين ماه تلاش مستمر و بدون وقفه تأليف كتاب را به پايان رساندند. فارسي جديد التأليف با اين كه چاپ اوّل آن است انصافاً با دقّت نوشته شده است . با وجود اين كاستي ها و غلط هايي دارد كه نگارنده با يك بار مطالعه آنها را يادداشت كرده ام و ممكن است ايراد بنده به برخي موارد دليل بر بضاعت مزجات باشد . بدون شك غلط هاي ديگري هم هست كه از قلم افتاده است . 

      اشكالي كه در بيشتر كتاب به چشم مي خورد ، نگذاشتن علامت تشديد براي كلمات مشدّد است . مي دانيم كه گذاشتن علامت تشديد براي كلماتي كه احتمال اشتباه خواندن آنها ( مثل مَحْرَم و مُحَرّم ؛ مَفصَل و مُفَصّل ) زياد است ، ضروري است . كلمات مشدّد در درس هاي اصلي بايد تشديد آنها گذاشته شود ؛ زيرا در كلاس املا دردسر ايجاد مي كند

    در اين جا ابتدا به چند كلمه مشدّد در درس هاي اصلي اشاره مي كنيم :

صفحه          سطر           املاي كتاب                  درست

15              5                 متولد                       متولّد

15              6                  تولد                        تولّد

16              15                تركيه                      تركيّه

17              5                 فعال                        فعّال

31              8                 جديّت                     جدّيّت

66              6                  اتفاقي                      اتّفاقي

66              8                 تفكرات                     تفكّرات

66              9                 به طور كلي                به طور كلّي

66              10                حساسيت                  حسّاسيّت

درنوشته هاي غير از درس هاي اصلي هم ، بسياري از كلمات مشدّد ، علامت تشديد ندارند.

1-    در مقدّمه ، شماره 3، تقويّت ، اين كلمه تشديد نمي گيرد

2-    در مقدّمه ، شماره 13، التذاد ، نقطه ِ « ذ » نخورده است .

3-    درس بعد از ستايش خدا ، جلوه روي خدا ، « يا » ي ميانجي از قلم افتاده است ، جلوه ي ؛ صفحه ي بعد از اين درس ، برگ درختان سبز در نظر هوشيار ، علامت گيومه ، بعد از رازهاست كه بايد بعد از « هوشيار» باشد .

4-    صفحه ي بعد از تحميديه ، فصل اوّل ، بيت « محمد ( ص) كافرينش هست خاكش ....» از « نظامي »است

5- در تحميديه  ، خدايا ، سطر سوم ، فريادرس و دردناشناس ، افزايش فاصله لازم است .

6- ص4 ، سطر 10، خواجه نصيرالدّين طوسي ، در اين جا با حرف « ط » و در صفحه ي 30 ، سطر آخر ، با حرف « ت » توسي . در آخرين سطر همين صفحه ، « ... و از اين جهت و شايد ايرانيان ... » ، نيازي به حرف « و » نيست .

7- ص 7 ، كار گروهي ، سؤال يك ، « ... سه جمله در زبان هاي گذشته ... » ، در زمان هاي گذشته ، درست است .

 8-  ص15 ، سطر 6 ، شليك ، در لغت نامه دهخدا ، فرهنگ معين و فرهنگ الفبايي – قياسي، با تشديد « ل » آمده است

9- ص 16 ، سطر 11 ، دستگير ، در اين جا پيوسته و در ص 181 ، سطر 9 ، به صورت جدا « دست گير » ، يك دستي رسم الخط ضروري است .

10- ص20 ، تمرين 4 ، « خاطره اي از امام خميني يا از دوران انقلاب در نثر خودتان بنويسيد . » احتمالاً ، منظور « دفتر » است .

11- ص43 ، سطر 23 ، دكان ، بدون تشديد، در ص 119 ، از پايين سطر 2 ، مشدّد آمده است .

12- ص 44 ، سطر 6 ، تاريخيشان ، با توجّه به اين كه ضماير بعد از كلمه هاي مختوم به مصوّت بلند« i اي» جدا نوشته مي شوند ، بهتر است به صورت « تاريخي شان » نوشته شود .

13- ص 57 ، حكايت سعدي ، سطر 4 ، « دوگانه اي بگذارد» ، بگزارد صحيح است ، گزاردن : به جا آوردن ، ادا كردن

14- ص 63 ، تمرين 3 ، متن داده شده ، علامت نگارشي دارد  ، تنها بعد از « اي حسين » علامت مي خواهد .

15- ص66 ، سطر 6 ، « ... شبيه به رؤيا است... » ، همزه ي « است » حذف شود : « رؤياست »

16- ص 67 ، سطر 6 ، تزئين ، آقاي دكتر داوودي در كتاب « املاي غلط و غلط هاي املايي » در ص 129 مي نويسند : « تزيين در عربي از ريشه ي زينه ( زان ، يزين  ، زينه ) مانند « تبيين » و « تضييع » ، يك املايي است . بنابراين به شكل « تزئين و تزئينات » غلط است . » در ص 189 هم به صورت « تزئينات » آمده است .

17- ص67 ، خود ارزيابي 3 ، سؤال « نوجواني زيباست چه كنيم تا زيباتر شود ؟ » اين سؤال مربوط به متن فارسي آزمايشي است . با توجه به اين كه نويسنده ي مقاله ( آقاي دكتر سنگري ) متن را عوض كرده است ، اين سؤال هم بايد حذف شود .

18- ص81 ، آخرين سطر نكته ي دوم ، « ... زاويه ي ديد سفرنامه ي...» نياز به علامت پرسشي دارد .

19- ص89 ، شعر خيام ، « از دي گذشت ...» حرف « كه » بعد از « دي » از قلم افتاده است .« از دي كه گذشت ...»

20- ص100، سطر16 ، سلام الله عليها ؛ كلمه ي « الله » معني نشده است . سلام خدا بر او باد

21- ص 108 ، سطر 5 ، در دي ماه 1384 چشم فرو بست ، دو اشكال دارد ، يكي اين كه در اَعلام ، ص 185 سال فوت 1385 آمده است و ديگر اين كه « چشم فروبستن » به معني « مُردن» نيست . به معني : چشم بستن و نگاه نكردن است . سعدي گويد : «دلارامي كه داري دل در او بند        دگر چشم از همه عالم فروبند » ؛ بنابراين درست اين است : چشم از جهان فروبست .

22- ص109 ، آخرين سطر ، بخش هايي از كتابي ... ، اين جمله را بهتر است به اين صورت بنويسيم : « بخش هايي را از يك كتاب كه در مورد زندگي دكتر حسابي يا كاظمي آشتياني است ، در كلاس بخوانيد .

23- واژه هاي « برّاق » ، « جاليز » ، « كاريز » ، « مويز » ، « معاوضه » ، « بهايم » و« مدهوش » در واژه نامه  ودر اَعلام « هشت كتاب » و سهراب سپهري ، مربوط به درس هايي هستند كه در فارسي آزمايشي بودند و اكنون حذف شده اند .

24- ص 175 ، حرف « ش » ، كلمه ي « شط » به تنهايي تشديد نمي خواهد و « شَفْقَت » هم با تلفّظ « شَفَقَت » درست است . ( يا شَفِقَت )

25- ص183، ستون اوّل ، سطر 24 ، واژه ي « توسّط» گرته برداري غلط است وجمله را اغلب مجهول مي كند . به نظر حقير اگر اين جمله را به اين شكل بنويسيم بهتر است :«... مجلس خبرگان ايشان را به مقام والا و مسئوليّت عظيم رهبري انتخاب كرد. » 

                      واژه هاي دو يا چند املايي در فارسي اوّل

      همان طور كه در پاورقي ص 166 آمده است ، برخي از واژه ها هستند كه املاي آنها به دو يا چند صورت درست است . بدون شك از اين واژه ها در فارسي اوّل هم آمده است ، بي اطّلاعي و يا بي توجّهي به اين نوع واژه ها ( به ويژه در امتحان املا ) كه مي تواند صورت يا صُوَر ديگر آنها هم صحيح باشد گاهي باعث مي شود حقِّ دانش آموز يا دانش آموزاني ضايع شود ؛ زيرا شكل ديگر غلط نيست فقط صورت اوّل كه در كتاب آمده رايج تر و مناسب تر است.

      نكته اي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه املاي همه ي واژه هاي دو املايي در يك سطح نيستند ؛ مثلاً واژه ي « غلتيدن » در بعضي از متون به صورت « غلطيدن » آمده است ، همان طور كه « تهران » و « ستبر » را به صورت « طهران » و « سطبر » هم مي نوشتند . امثال اين كلمات يك املايي هستند.

     مسئله اي كه بيشتر موجب سردرگمي ، نگراني و سؤال است مسئله ي جدا و پيوسته نويسي است . براي اين مشكل يك قاعده ي كلّي كه استثنا نداشته باشد نيست ؛ مثلاً عدّه اي نظرشان اين است كه كلمات مشتق( مثل باغبان و پرسشگر ) بايد پيوسته نوشته شوند و كلمات مركّب ، جدا ؛ اين قاعده كلي نيست و استثنائاتي دارد . به طور كلّي بنا بر عللي از جمله تسهيل در آموزش ، جدا نويسي توصيه مي شود مانند : آن ها ، كتاب ها ، مي رود ، به ويژه ، اي خدا ، لغت نامه ، آن چه ، جست و جو ، اين جانب ، پنج شنبه ، جوان تر ، هم سال ، بي حال و ...

        آنچه مهم است اين است كه بدانيم اين كلمات دو املايي هستند و اگر دانش آموز به ويژه در امتحان، شكل ديگر را نوشت ، غلط كم نكنيم .( علاقه مندان شرح مبسوط اين قواعد را در كتاب هاي « تصحيح املا » و « املاي غلط و غلط هاي املايي » از دكتر حسين داوودي مطالعه كنند.) 

1-    ص4 ، سطر 10 ، طوسي و توسي ( ارجح ) هر دو درست است.

2-    ص66 ، سطر 5 ، « هيجده » به صورت « هجده ، هژده و هيژده » هم درست است .

3-    ص 112، سطر 7 ، اتومبيل ، به صورت « اتوموبيل و اتمبيل « هم مي نويسند

4-    ص114، سطر يك ، يقه ، به صورت « يخه » هم غلط نيست

5-    ص 124 ، سطر اوّل ، بقچه ( تركي ) به صورت « بغچه » هم درست است .

6-     ص 124 ، سطر 21 ، واگن ، به صورت « واگون » نيز درست است

7-    ص149 ، سطر اول ، سالن ، به صورت« سالون» هم درست است . 

توجه داشته باشيد كه « واگن » و « سالن » هر دو از واژه هاي دخيل هستند . واگن : ( انگليسي wagon )و سالن : ( فرانسوي salon از ايتاليايي salone ) .

    در رسم الخطّ فارسي به دليل نبودن حرف مستقل براي مصوّت هاي كوتاه  ـَـِــُـ مي نويسيم « مراد » ،

 « قربان » ، و نه « موراد » و « قوربان » ، بنابراين در نوشتن شماري از واژه هاي دخيل فرانسوي و انگليسي هم نوشتن : فرمول ، ميكرب ، ويلن ، اتومبيل ، گلبول ، دمكراسي و ... رايج تر از : فورمول ، ميكروب ، ويولن ( ويولون ) ، اتوموبيل ( اتمبيل ) ، گولوبول و دموكراسي است .

قابل ذكر است شرح حال نويسندگان و شاعراني چون « محمد رضا كاتب » ،« طاهره ايبد» و« سيد علي اكبر تقويان سادات» در اَعلام نيامده است .