ادامه ی داستان را حدس بزنید.
یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی نوشته بود :
در این مکان غذا میل بفرمایید ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد
راننده ای با خواندن تابلو اتومبیلش را پارک کرد و وارد شد
و ناهار مفصلی نوش جان کرد بعد از خوردن سرش را پایین انداخت
که بیرون برود ، که خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا جلویش سبز شد
راننده با تعجب گفت : مگر شما ننوشته اید که پول غذا را از نوه من خواهید گرفت ؟
خدمتگزارجواب داد :
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت 21:18 توسط عبدالغفار جانی
|
صبا نامی آشنابرای دبیران ادبیات این شهرستان است. صبایی که رسالتش را با یک گاهنامه شروع کردو با این وبلاگ ادامه می دهد. امیدواریم همچون گذشته ما را در هر چه بهتر نمودن این وبلاگ یاری فرمایید.